تبلیغات
gitaregham
gitaregham



بدون شرح

در ذیل تهیه  دیده ایم برای شما

دستور پخت سوسی خوش خوراک

برای گوشت اب پزی به نام تنبلی

که برخی فرو می دهند با لذت اسمانی

نخست همچون گدایی ریزه خوار

بگردید دنبال پس مانده غذاهای دیگران

خوب به هم بزنید ورز بیاورید

با روغن خوب و غلیظ چاپلوسی

جوش بیاورید با  خود  فریبهای معمولی

داغ داغ  ببرید سر سفره

در کفشهای کهنه یک  مرده

 

 

 

 





پنجشنبه 4 شهریور 1389 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
بهار

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک میرسد اینک بهار

خوش به حال روزگاه

خوش به حال چشمه ها و دشت ها

خوش به حال دانه ها و سبزه ها

خوش به حال غنچه های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که

می خندد به ناز

.......

 

فریدون مشیرری

 





شنبه 7 فروردین 1389 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
گوش کن....

با عرض پوزش از دوستانی که این وبلاگ رو مورد توجه خودشون قرار می دن.

دوست جون (سیمرغ) عزیز بیش از حد به توهیناتت گوش دادم و هیچی نگفتم

برای منم مهم نیست با کسی دوست شدی یا نه

لطفا این قدر کودکانه فکر نکن

عاشق هیچ وقت از معشوقش گلایه نمیکنه حتی اگر معشوق اون رو تا سر حد مرگ به سخره بگیره و اذیتش کنه

لطفا بس کن.

با هرکسی دوست هستی خوش و خرم باشی .

 





شنبه 1 اسفند 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
آبی خاکستری سیاه

چگونه باز ماتم نشست خانه ما

هزار نفرین باد

به دستهای پلیدی

که

سنگ تفرقه افکند در میانه ی ما

حمید مصدق





پنجشنبه 22 بهمن 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
اربعین

اربعین حسینی بر دوستداران سالار شهیدان تسلیت باد





پنجشنبه 15 بهمن 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
بی وفایی

دیر گاهیست كه تنها شده ام

 قصه غربت صحرا شده ام

 وسعت درد فقط سهم من است

 بازهم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه ز من بی خبر است ك

ه اسیر شب یلدا شده ام

 من كه بی تاب شقایق بودم

 همدم سردی یخ ها شده ام

 چشمان مرا خاك كنید

تا نبینم كه چه تنها شده ام...

 





شنبه 12 دی 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
شعری از فروغ
من پری کوچک غمگینی را
می‌شناسم که در اقیانوس مسکن دارد
و دلش را در یک نی لبک چوبین
می‌نوازد آرام، آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می‌میرد
و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد.




دوشنبه 23 آذر 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
لوتوس

بستر دیگر رغبتی به چین های عاشقانه ندارد
یا عاشقانه ها رغبتی به بستر
که در پس ِ این دیوار
دستِ تنهای مغموم ِ دختر ِ همسایه
تارهای دروغ را
دانه دانه
از ملافه میچیند و
پشتِ حزن پنهان میکند...

من
چشمانم را
دوخته ام به بودنت

اگر نباشی٬
دو حفره خالی ِ محزون را
میدوزم به 
پوچ ِ تمام ِ بودنها

راحت بگویمت ؛ ساده :
من
چشمانم را
دوخته ام
به سادگی ِ بودنت

ساده  نباشی٬

دستانِ تنهای مغموم ِ من
بیحوصله تر از دانه دانه چیدن اند

میسوزانم
تمام ملافه های بودنت را...

طعم ِ خاکستریش ٬
زیر دندان هایت ٬
میشود
در حسرتِ مرگ ماندن .

ساده باشی ٬
رام میشوم                    





دوشنبه 9 آذر 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
the man

مردها موجودات عجیبی هستند. چون قوی‏ترند زودتر خسته می‏شوند، چون

شجاع‏ترند بیشتر حماقت می‏کنند و چون بی‏احساس‏ترند بیشتر دل می‏بندند.

این قانون طبیعت است، آن سیبی که سرخ‏تر است زودتر چیده می‏شود.

 





دوشنبه 9 آذر 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
خسته ام
بیزار از این همه نامیرایی

این همه " ماندن " در "بودن "

و دیدار با " زنده گان " بی تعصب امروز

چونان " مرده گان" پشیمان فردا

بی هیچ تفاوتی

شاید اندک تفاوتی اما...

....

در نگاه ...

در عشق ...

که نمی دانم ....

 

تنها رویشی هندسی

در چهار گوشه ای سیمانی

با انواع هجاهای انسانی .....





دوشنبه 9 آذر 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی

رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی

رفتی در فصلی که تنها امیدم خدا بود و ترانه و تو

 که دستهایت سایه بانی بود بر بی کسی های من ...

تو که گمان می کردم از تبار آسمانی و دلتنگی هایم را در می یابی

تو که گمان می کردم ساده ای و سادگی ام را باور داری 

و افسوس که حتی نمی خواستی هم قسم باشی ...

افسوس رفتی ... ساده ،

ساده مثل دلتنگی های من و حتی ساده مثل سادگی هایم !

من ماندم و یک عمر خاطره و حتی باور نکردم این بریدن را

کاش کمی از آنچه که در باورم بودی ، در باورت خانه داشتم !

کاش می فهمیدی صداقتی را که در حرفم بود و در نگاهت نبود 

کاش می فهمیدی بی تو صدا تاب نمی آورد ...

رفتی و گریه هایم را ندیدی و حتی نفهمیدی من تنها کسی بودم که ....

قصه به پایان رسید و من هنوز در این خیالم که چرا به تو دل بستم

و چرا تو به این سادگی از من دل بریدی ؟!!

که چرا تو از راه رسیدی و بانوی تک تک این ترانه ها شدی ؟!!

ترانه ها یی که گرچه در نبود تو نوشته شد اما فقط

و فقط مال تو بود که سادگی ام را باور نکردی !
گناهت را می بخشم ! می بخشمت که از من دل بریدی و

حتی ندیدی که بی تو چه برسر این ترانه ها می آید !
ندیدی اشک هایی را که قطره قطره اش قصه ی من بود و

 بغضی که از هرچه بود از شادی نبود !

بغضی که به دست تو شکست و چشمانی که از رفتن تو غرق اشک شد

و تو حتی به این اشکها اعتنا نکردی !

اعتنا نکردی به حرمت ترانه ها یی که تنها سهم من از چشمانت بود !

به حرمت آن انار سرخ کوچکی که  اولین دیدار به امید خوش یمنی به من دادی  !

به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم !

به حرمت بوسه هایمان ! نه !

تو حتی به صدای لرزانم  هم اعتنا نکردی !
راستی سجاده ی عشق کجاست؟!


قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد !

قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !

خدانگهدار ... خدانگهدار





دوشنبه 9 آذر 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
گل آدمی
سپاس آنکه عشق  آفرید.
تا مردمان ، 
      چشـــــم گشـــــایند 
     بهشت را ،
             فــــــرا روی خــــود آرنــــد

          کــــــه شـــایستــه آدمی ست .
                       و او عــــــاشق ِ بیــــــدریغ عشـــــق .

                                           
* * *
                    من بخود بالیدم از یاری که دوش

                     بر رواق ِ خاطـرم بنشسته دوش





چهارشنبه 27 آبان 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
زندگی یعنی ......

جوانتر که بودم،

   یعنی کمی پیش از آخرین پرستو،

   خیال می کردم

           زندگی یعنی:

                               یک سبد عشوه و آشنایی و عشق!

   اما امروز

         که برای گریستن بی بهانه ترین بغضم،

                 چشمهای نا آشنای رهگذری را قرض گرفتم،

        دیدم سبدم با آنکه خالی تر از همیشه،

                                              تنها به اندازه تنهاییم جا دارد.





جمعه 22 آبان 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
دوستت دارم

با هزار و یک ترفند شاخه گل مصنوعی را در میان گلهای

شاداب گلدانت پنهان کردم و در دفتر خاطراتت نوشتم

((تو را دوست دارم

     خواهم داشت

    تا زمانی که آخرین گل پژمرده شود))





شنبه 9 آبان 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
ای کاش می دانستی

ای کاش زبان نگاهم را می دانستی

و با این همه سکوت مرا به خاموشی متهم نمی کردی

کاش می دانستی من همیشه با زبان چشمانم با تو سخن می گویم

چشمانی که از ندیدنت

سیل ها دارند برای جاری ساختن

سخن ها دارند برای گفتن

غزلها دارند برای از تو سرودن

و عشقها دارند برای از تو فریاد زدن

کاش می دانستی که من تو را

دوست دارم   

کاش می دانستی . . .





شنبه 9 آبان 1388 توسط ساز شکسته gitare gham | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:2)      1   2  



پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
ساز شکسته gitare gham
شهریور 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بدون شرح
بهار
گوش کن....
آبی خاکستری سیاه
اربعین
بی وفایی
شعری از فروغ
لوتوس
the man
خسته ام
رفتی و مرا با دلتنگی هایم تنها گذاشتی
گل آدمی
زندگی یعنی ......
دوستت دارم
ای کاش می دانستی
لیست آخرین مطالب
بهترین سایت همه چی !
وبلاگ خاطرات رونیک
عاشقانه
هر چی که فکرشو بکنی هست
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



Powered by
Abzarak.com